كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

283

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

قُلْ إِنِّي نُهِيتُ بگو به درستى كه مرا نهى كرده‌اند أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ از آنكه بپرستم آن را كه شما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مىپرستيد بدون خدا يعنى بتان را كه آرزوى شما آن است كه من پرستش ايشان نمايم قُلْ لا أَتَّبِعُ بگو من پيروى نمىكنم أَهْواءَكُمْ آرزوهاى شما را قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً به درستى كه گمراه شوم چون متابعت هواى شما كنم وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ و نباشم از جمله راه‌يافتگان آورده‌اند كه نضر بن حارث و رؤساى قريش گفتند اى محمد ص چند ما را به عذاب الهى تخويف و تهديد نمائى آنچه از عقوبت مىتوانى بما رسان و پيش ازين ما را مترسان اين آيت آمد قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ بگو به درستى كه من بر حجتى و دليلى روشنم مِنْ رَبِّي از پروردگار من كه آن قرآنست و وحى يا حجج عقليه يا آنچه فاصل باشد ميان حق و باطل وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ و شما تكذيب مىكنيد آن دليل را ما عِنْدِي نيست نزديك من ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ آنچه شتاب مىنمائيد بر ان يعنى عذاب إِنِ الْحُكْمُ نيست حكم در تاخير و تعجيل عذاب إِلَّا لِلَّهِ مگر خدا را يَقُصُّ الْحَقَّ مىگويد خدا خبرهاى درست را وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ و او بهترين كارگزارانست يا بيان‌كنندگان قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي بگو اگر نزديك من بودى ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ آنچه شما بر ان شتاب مىكنيد يعنى عذاب لَقُضِيَ الْأَمْرُ هر آئينه گذارده شده بودى كار بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ ميان ما و شما يعنى شما را هلاك كرده بودمى بتعجيل و ميان من و شما انقطاع شده بودى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ و خداى داناتر است بِالظَّالِمِينَ به ستمكاران و وقت عذاب كردن ايشان وَ عِنْدَهُ و نزديك اوست مَفاتِحُ الْغَيْبِ خزينهاى غيب يعنى آنچه پوشيده است از خلق چون ثواب و عقاب و انقضاى آجال و خواتيم اعمال لا يَعْلَمُها نمىداند آن را إِلَّا هُوَ مگر او پس تعجيل و تاخير عذاب وابسته به حكمت اوست و متعلق به مشيّت او و از سيد عالم مروى است كه مفاتح غيب پنج چيز است كه كسى آن را نداند مگر خداى تعالى بعد از ان اين آيت برخواند كه ان اللّه عنده علم الساعة تا آخر و معنى اين آيت در سوره لقمان مذكور خواهد شد ان‌شاءالله تعالى وَ يَعْلَمُ و مىداند خداى ما فِي الْبَرِّ آنچه در بيابانست از نباتات و حيوانات وَ الْبَحْرِ و آنچه در درياست از جواهر و جانوران آبى يا آنچه در بر عالم شهادت و بحر عالم غيبست وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ و نيفتد هيچ برگ از درخت إِلَّا يَعْلَمُها مگر بداند خداى آن را كه چند برگ از درخت افتاده و چند برگ برو باقى ماند و آن برگ افتاده از درخت تا زمين چند نوبت بر پشت و رو منقلب گشت اين مبالغه است در احاطه علم حق بجزئيات وَ لا حَبَّةٍ و نيفتد دانه فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ در تاريكى زمين مراد تخميست كه در زير زمين افتد وَ لا رَطْبٍ و نه ترىست وَ لا يابِسٍ و نه خشكيست إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ مگر در كتاب روشن مثبت شده يعنى لوح محفوظ گفته‌اند مراد از رطب و يابس همه چيزهاست از جسمانيات زيرا كه هيچ جسم از صفت رطوبت يا يبوست خالى نيست و بعضى برانند كه رطب اشارت بعالم روحانيات و يابس عبارت از عالم جسمانيات و همه در لوح محفوظ رقم ثبت يافته .